تبليغاتX
همه برای سر بلندی ایران
 گروه‌ها و تفكراتي چون همجنس‌گرايي و الحاد هيچگونه رسميتي نداشته و جزو فرق انحرافي به شمار مي‌روند.

جوان نوشت: جنبش "آشوب‌طلب و بدعت‌آفرين‌ سبز " پس از آنكه ‌157 روز آبستن مرام‌ها و ايدئولوژي هاي آنارشيستي و تخيل‌گرايانه بود سرانجام با زايش يك تئوري ناقص‌الخلقه به نام "دين سبز " فارغ شد!

سه‌شنبه هفته گذشته همايشي در تالار ابن خلدون دانشگاه علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد كه مطالب عنوان شده در آن سند محكمي‌بر انحراف فكري- ايدئولوژيك و انديشه‌هاي التقاطي جريان موسوم به سبز به شمار مي‌رود.

عنوان اين همايش "بررسي جامعه شناختي تحولات اخير " (سبزها و دين) بود كه حسن مقدسي، محمد امين قانعي‌راد، عمادالدين باقي، عباس كاظمي، محمد جواد كاشي، و سارا شريعتي از اعضاي انجمن جامعه‌شناختي در آن به ايراد سخن پرداختند.

در اين نشست، برخي سخنرانان رسماً اعلام كردند كه جنبش سبز، همجنس‌بازي، الحاد و دين ستيزي را به رسميت مي‌شناسد! اين اظهارات در حالي بيان شد كه حسن محدثي يكي از سخنرانان اين همايش مدعي شد كه جريان سبز، دين جديدي به نام دين سبز را خلق كرده است! بنا به گفته محدثي، دين سبز ديني است كه همجنس‌گراها، لائيك‌ها و دين ستيزها را به رسميت شناخته و تفاوتي بين اين گروه‌ها با گروه دينداران قائل نيست! بر اساس اعتراف وي، در درون جنبش سبز، گروه‌هاي گوناگوني حضور دارند كه بعضي از آنها ملحد (بي‌دين) و برخي ديگر هم همجنس‌گرا هستند. محدثي در ادامه اظهارات خود گفته است كه دين سبز چيزي فراتر از انديشه سيدمحمد خاتمي‌در خصوص "تحمل مخالف " است.

او پس از اظهارات ضدديني خود طي يك استدلال مغالطه اي- تناقضي مدعي شده كه هدف جنبش سبز، حفظ اسلام است.

محدثي در ادامه سخنانش، تناقض سوم را در ادعاهايش رقم مي‌زند و مي‌گويد: برخي مي‌گويند جنبش سبز غيرديني است، برخي مي‌گويند سكولار است ولي من مي‌گويم جنبش سبز "فراديني " است.

اين استدلال سوفسطايي در حالي است كه او در جملات پيشين اظهاراتش گفته بود كه جنبش سبز يك جنبش كاملاً ديني است اما در اين فراز از صحبت‌هايش آن را فراديني مي‌نامد.

اظهارات اين فعال سياسي دوم خردادي در خصوص "دين " در حالي است كه او هيچگونه تخصصي در مباحث فقهي و ديني ندارد.

از منظر دين اسلام، گروه‌ها و تفكراتي چون همجنس‌گرايي و الحاد هيچگونه رسميتي نداشته و جزو فرق انحرافي به شمار مي‌روند. مكتب اسلام با اين فرقه‌ها هيچگونه قرابتي نداشته و دامن اين دين الهي از لوث و خبث اين تفكرات شيطاني مطهر و مبراست. اسلام(اين آخرين دين آسماني) تمام انسان‌ها به ويژه مسلمانان را به مبارزه با اين فرقه‌هاي شيطاني دستور داده و سفارش كرده است.

قرآن كريم، ماجراي قوم همجنس‌باز لوط و نزول عذاب الهي بر اين قوم منحرف را بازگو كرده و سرنوشت آنان را مايه عبرت ديگر انسان‌ها دانسته است. علني شدن انديشه‌هاي واقعي خط‌دهندگان به جنبش سبز در خصوص نگرش ايدئولوژيك آنان، روشن ساخت كه هدف نهايي آنان "دين‌زدايي " و مهجور و محصور كردن دين در حصارهاي التقاط و انحراف است.

اين اظهارات، تأييد مستند و غيرقابل ترديدي است كه رهبري جنبش سبز از دست موسوي، خاتمي‌ و كروبي خارج شده و در اختيار طيف راديكال اين جريان كه انديشه‌هاي لائيكي و اپورتونيستي دارند قرار گرفته است.

از سوي ديگر، ريزش شديد نيرو و حامي‌در اين جريان انحرافي سبب شده كه رهبران راديكال اين جنبش براي جذب حمايت‌هاي بيشتر محافل ضداسلام در خارج از كشور چنين اظهارات سخيفي را بر زبان جاري كنند. محافل ماترياليستي و فراماسوني بين‌المللي طي سال‌هاي اخير اقدامات و برنامه‌ريزي‌هاي فراواني را در كشورهاي مختلف براي ترويج همجنس بازي انجام داده‌اند. آخرين اقدام اين محافل، اهداي جايزه اسكار به فيلم "ميلك " بود كه در آن رسماً انحراف جنسي همجنس‌گرايي مورد حمايت قرار گرفته و به رسميت شناخته شده است.

در اين راستا جوان نوشت:آيات عظام ناصر مكارم شيرازي و حسين نوري همداني دو تن از مراجع عظيم‌الشأن تقليد در پاسخ به استفتاي روزنامه جوان در خصوص بدعت "دين سبز " ضمن اظهار نظر صريح و بي پرده، اين جريان را بدعتي آشكار دانستند كه در تضاد آشكار با دين مبين اسلام است. بر اساس نظرات اين دو مرجع عظام، دين سبز جرياني شيطاني و ضد اسلام است.


* آيت‌الله العظمي‌مكارم شيرازي: چنين اعتقادي برضد اسلام است

استفتاي روزنامه جوان از محضر آيت‌الله العظمي‌ناصر مكارم شيرازي به اين شرح است: احتراماً از محضر حضرتعالي تقاضا داريم نظر مبارك خود را در خصوص مباحث مطرح شده درباره دين سبز كه اين روزها زمزمه‌هاي طرح و تبليغ آن به گوش مي‌رسد اعلام و اظهار بفرماييد.
بر مبناي اين نگرش، دين سبز ديني است كه افراد ملحد(لائيك)، همجنس‌باز و دين ستيز را به رسميت مي‌شناسد و در عين حال، مبلغان آن مدعي هستند با به رسميت شناختن اين گروه‌ها و تفكرات، قصد حفظ دين اسلام را دارند! آيا چنين نگرشي را اسلام، قرآن و فقه شيعه قبول دارد يا آن را بدعت و انحراف آشكاري در آموزه هاي ديني مي‌داند؟
آيت‌الله ناصر مكارم شيرازي در پاسخ به استفتاي روزنامه جوان در پاسخي صريح فرموده‌اند: بدون شك اگر كسي چنين اعتقادي را داشته باشد، شيطان اغوا كننده‌اي است و بر ضد اسلام است.»


* آيت‌الله العظمي‌نوري همداني: مبارزه با چنين افكاري بر علاقه‌مندان به اسلام لازم است

آيت‌الله‌العظمي‌نوري همداني نيز در پاسخ به استفتاي روزنامه جوان فرموده‌اند: ‌كساني كه مختصر آشنايي با آموزه‌ها و معارف اسلام دارند مي‌دانند كه اين آموزه‌هاي عزت‌بخش و قدرت‌آفرين پس از اينكه انسان‌ها را از انحطاط اخلاقي منزه مي‌سازند آنان را به اوج كمال معنوي و مادي مي‌رسانند كه قرآن مجيد در شأن پيغمبر بزرگوار اسلام حضرت محمد(ص) فرموده است: و يحلّ لهم الطيبات و يحرّم عليهم الخبائث. بنابراين افرادي كه به رسميت شناختن موضوعاتي كه جز كشاندن انسان‌ها به اسفل سافلين نكبت و بدبختي نتيجه‌اي ندارند را به اسلام نسبت مي‌دهند يا جاهلند يا مغرض و بر علاقه‌مندان به اسلام لازم است با اين قبيل افكار مبارزه كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 15:4  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

مدرس علوم سياسي دانشگاه هاي کرمان با بيان اينکه تکذيب ملاقات خاتمي با سوروس از خود ملاقات‌ها بدتر بود گفت: جرج سوروس را به عنوان نماد و عصاره دشمني آمريکا و صهيونيست با ارزش ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي مي شناسيم.

به گزارش ايرنا، "مسعود کاظمي مقدم" با اشاره به سوابق تئوريسين انقلاب‌هاي مخملي اظهار داشت: جرج سوروس يهودي مجارستاني الاصلي است که 80 سال سن دارد و ابتدا از مجارستان به انگلستان و پس از آن در سال 1956 به آمريکا مهاجرت کرد و با فعاليت در معاملات غير قانوني ارز و تحصيل در رشته اقتصاد ثروتمند شد.

وي تاکيد کرد: افکار سوروس تحت تاثير انديشمند غربي به نام "کارپوير" مي باشد و در کنار فعاليت هاي اقتصادي به فعاليت هاي فرهنگي و سياسي نيز مي پردازد که موسسه "جامعه باز" را تاسيس مي کند.

کاظمي مقدم اظهار داشت: سوروس در تشکيل "بنياد ملي براي دموکراسي" و "خانه آزادي" نقش داشته و همچنين صاحب تاليفاتي نيز هست.

اين روزنامه نگار کرماني گفت: سوروس با توجه به ثروت، قدرت رسانه اي و نفوذي که توسط موسساتي با عنوان ظاهري آزادي دارد و از آنجا که چهره شناخته شده صهيونيست مي باشد در بسياري از کشورها که هيات حاکمه آن کشور با منافع آمريکا و صهيونيست همخواني ندارد اقدام به براندازي کرده است.

**نام سوروس، تداعي کننده کودتا، انقلاب مخملي، انقلاب نرم و سفيد

وي نام جرج سوروس را تداعي کننده کودتا، انقلاب مخملي، انقلاب نرم و سفيد دانست و افزود: سوروس با قدرت و ثروت خود و نفوذ در برخي بخش ها و اقشار کشورهاي هدف موفق شده در چند کشور به صورت مشخص و در بستر انتخابات حکومت هاي مردمي را براندازي کند که نمونه بارز آن در گرجستان بود که اعلام کرد مي تواند با 10 ميليون دلار حکومتي را جا به جا کند.

کاظمي مقدم به خاطره اي از مقام معظم رهبري در ديدار با "ماهاتير محمد" اشاره کرد و اظهار داشت: ماهاتير محمد در ديداري به صورت در گوشي به معظم له مي گويد که مواظب افرادي چون سوروس باشيد زيرا آنها در کشور و اقتصاد ما سرمايه گذاري کردند و يک شبه با خارج کردن پول هاي خود ما را ورشکست کردند.

**سوروس، عامل ورشکستگي و بحران اقتصادي در جنوب شرق آسيا؛ پدر کودتاي مخملي

استاد دانشگاه هاي کرمان ادامه داد: عامل ورشکستگي و بحران اقتصادي سال هاي گذشته در کشورهاي جنوب شرق آسيا مانند مالزي و اندونزي جورج سوروس بود.

وي سوروس را در عالم سياست و انقلابيون و آزادي خواهان جهان يک چهره مرموز عنوان کرد و افزود: جرج سوروس به عنوان پدر حرکت هاي براندازانه و کودتاي مخملي شناخته مي شود.

کاظمي مقدم بيان کرد: به دليل موارد ذکر شده و دانستن پيشينه سوروس، ارتباط و ملاقات با وي در نزد افکار عمومي محکوم است و اگر به درستي پيگيري شود خيانت به آرمان هاي کشور مي باشد.

وي وصل شدن برخي از جريانات داخلي و برخي افراد به اشخاصي مانند جرج سوروس را باعث تاسف دانست و گفت: در ابتدا کسي باور نمي کرد که شخصي مانند خاتمي که هشت سال رييس جمهوري کشور بوده و اعتماد مردم را جلب کرده و به عنوان يک شخص روحاني و فرهيخته حاضر شود براي مقاصد سياسي و دستيابي مجدد به قدرت با يک شخصيت مرموز و مطرودي از منظر افکار عمومي، مسلمانان جهان و آزادي خواهان در ايران ملاقات داشته باشد.

**تکذيب ملاقات خاتمي با سوروس از خود ملاقات‌ها بدتر بود

اين استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: تکذيب دو نوبت ملاقات خاتمي با سوروس بر خلاف وجود تمامي شواهد و مدارک از خود ملاقات ها بدتر بود.

وي افزود: پيش از جريانات انتخابات 22 خردادماه شواهد و قرائني مبني بر ملاقات خاتمي با سوروس در حاشيه برخي سفرهاي خاتمي به آمريکا وجود داشت که 25 شهريورماه سال 1385 هنگامي که خاتمي از سفر دوهفته اي به آمريکا بر مي گردد در مصاحبه اي به ملاقات با برخي از رهبران "تين تانک هاي" غير دولتي آمريکايي که ايجاد کننده فکر و تاثير گذار در جامعه فرهنگي و سياسي آمريکا هستند، اشاره مي کند.

کاظمي مقدم ادامه داد: براي نخستين بار سه سال پيش هنگامي که شکل گيري جريان براندازي از سوي امريکا در ايران تاييد مي شود و افرادي مانند "هاله اسفندياري" و "رامين جهانبگلو" دستگير مي شوند، "کيان تاجبخش" پس از دستگيري در اعترافات خود به ديدارهاي خاتمي و سوروس اشاره مي کند.

استاد دانشگاه هاي کرمان بيان کرد: تاجبخش نمايندگي انستيتو جامعه باز و در واقع نماينده سوروس و رييس ستادهاي خارجي خاتمي بود و پس از اينکه سه سال پيش از زندان آزاد شد به خارج از کشور رفت و دوباره براي انتخابات 22 خردادماه به ايران بازگشت.

وي تاکيد کرد: تاجبخش مجددا پس از دستگيري در انتخابات 22 خردادماه، ملاقات خاتمي با سوروس را اعلام کرد که اين ملاقات و ديدار 4 شهريورماه از سوي دفتر خاتمي تکذيب شد.

کاظمي مقدم ادامه داد: پس از اعترافات متهمين اغتشاشات پس از انتخابات، نهضت تکذيب در ميان اصلاح طلبان شدت يافت و بيان کردند که اين اعترافات در زندان و با تحت فشار قراردادن متهمان بيان شده و وجاهتي ندارند.

روزنامه نگار کرماني گفت: سوروس اعلام کرده که در 15 سپتامبر 2006 و ژانويه سال 2007 با خاتمي ملاقات داشته است و 11 سپتامبر سال جاري (20 شهريورماه) در جمع مديران موسسات غير دولتي آمريکا در هتل ترامپ نيويورک اين دو ديدار را تاييد کرد.

**انتظار سوروس براي ديدار خاتمي

وي به عبارت طنز آلود سوروس با آن شخصيت بزرگ از نظر قدرت و ثروت درخصوص ديدار با خاتمي اشاره کرد و افزود: سوروس مي گويد "من حدود 10 سال در انتظار ديدار با خاتمي بودم و به دليل جذابيت اين ديدار حتي روز و ساعت ملاقات در حافظه من ثبت شده است."

استاد دانشگاه هاي کرمان اظهار داشت: اگر کيان تاجبخش در اعترافات تحت فشار و در زندان بوده، سوروس که هيچ معذوريتي براي اعلام اين ملاقات نداشته است.

**خاتمي معتقد بود حکومت ايران با رهبري مذهبي راه به دموکراسي نمي برد

کاظمي مقدم گفت: برخي افراد در ايران معتقدند که خاتمي به حکومت مذهبي اعتقاد ندارد و به دنبال سکولاريسم مي باشد و جاي تاسف دارد که اين افراد در حکومت اسلامي به اظهارات و حرکات منافقانه خود ادامه مي دهند.

وي تصريح کرد: سوروس گفته هاي خاتمي را در اين ديدارها نقل مي کند و مي گويد خاتمي معتقد بود که تعارض بين ساختار حقيقي و حقوقي در ايران مهمترين مانع براي پيشرفت و توسعه روابط با غرب است و حکومت ايران با رهبري مذهبي راه به دموکراسي نمي برد.

روزنامه نگار کرماني بيان کرد: سوروس در ادامه مي گويد که خاتمي معتقد بود انتخاب احمدي نژاد حرکتي براي تثبيت قدرت مذهبي ايران مي باشد و در دوران احمدي نژاد جامعه مدني تحت فشارهاي بيشتري قرار گرفت.

وي ادامه داد: سوروس از دست و پنجه نرم کردن با هيولاي انسداد سياسي به عنوان اعتقاد خاتمي در دوران هشت ساله رياست جمهوري مي گويد و ادامه مي دهد که خاتمي کليد قفل بسته شده سياست در ايران را تنها فشارهاي اجتماعي از طريق گروه هايي مانند دانشجويان، زنان و کارگران در کف خيابان ها مي دانست.

کاظمي مقدم خاطر نشان کرد: در دومين ملاقات، جرج سوروس به خاتمي اعلام مي کند که با پيش روي انقلاب سبز ايران و همکاري اصلاح طلبان ايراني با جامعه باز، ساختار دموکراتيک در ايران را پايه گذاري کند.

**افرادي ناشناخته ملاقات خاتمي با سوروس را تکذيب کردند

وي افزود: هنگامي که اعلام جزييات اين ملاقات ها را براي خاتمي سنگين ديدند، افرادي ناشناخته که خود را منسوب به سوروس مي دانستند اصل اين ملاقات را به شکل مصنوعي تکذيب کردند اما هيچ گاه اين ملاقات از سوي جرج سوروس و دفتر وي تکذيب نشد.

استاد دانشگاه هاي کرمان تصريح کرد: در ادامه اين تکذيب ها، مقاله منتشر شده "کنتيمر من" به عنوان شاهدي از غيب رسيد که در آن کنتيمر من مي گويد که در بوستن در محلي رضا پهلوي با دو تن از نمايندگان سناي آمريکا ديدار مي کرد و در يک مايلي آنها خاتمي و جرج سوروس با يکديگر ملاقات داشتند.

وي تاکيد کرد: اين مقاله به توصيه خاتمي به سوروس در خصوص آغاز مذاکره آمريکايي ها با ايران اشاره مي کند.

کاظمي مقدم افزود: در همين ايام "هومن مجد" به عنوان يک روزنامه نگار آزاد در امريکا و به عنوان مشاور و مترجم خاتمي اين ملاقات ها و صحبت ها را نقل مي کند.

وي اصل ملاقات و رد و بدل کردن صحبت هايي که بوي ضديت با آرمان هاي امام و براندازي دارد را جرم عنوان کرد و گفت: جرم سوم حرکت منافقانه اي است که خاتمي پيش گرفته است به طوريکه مي گويد ما جنبش اصلاحات به دنبال اسلام خواهي و بازگشت به خط امام هستيم.

**ديدگاه ليبراليستي خاتمي چندان اهميتي ندارد

کاظمي مقدم خاطر نشان کرد: ديدگاه ليبراليستي خاتمي چندان اهميتي ندارد، مهم اين است که اين حرکت ها و صحبت ها را به اسلام و خط امام (ره) انتساب ندهند.

استاد دانشگاه هاي کرمان افزود: اين افراد با مردم صادق نيستند و منافقانه و با حرکت هاي براندازانه قصد دارند آرمان هاي امام را منتسب به خود کنند.

وي ادامه داد: انتساب نسبي و سببي با امام (ره) يک ارزش محسوب مي شود اما اين مسئله تا زماني ارزش دارد که آرمان ها و ديدگاه هاي امام را حفظ کنند.

کاظمي مقدم با اشاره به اينکه خط امام روشن، واضح و تبيين شده است و بدون هيچ تعبيري قابل بيان مي باشد، تاکيد کرد: بيگانه ستيزي امام، دور بودن و فاصله داشتن امام با دشمنان قسم خورده اسلام از خصوصيات بارز امام راحل بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 9:13  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

مدارک تحصیل غیر قانونی بی کنکور کوکب موسوی دختر میر حسین موسوی -

تاکید مداوم میرحسین موسوی بر پیاده سازی عدالت عمومی و رفع تبعیض در میان اقشار مختلف جامعه و اتهام زنی پیاپی وی به دولت نهم در این رابطه، در حالی صورت می گیرد که متاسفانه طبق اسناد معتبر بدست آمده خلاف ادعاهای مهندس موسوی در حرف و عمل ثابت می شود.

به گزارش جهان، دختر میرحسین موسوی در سال 83 متقاضی پذیرش بدون کنکور در دوره دکتری فیزیک دانشگاه امیرکبیر می شود و مسئولان آن دانشگاه نیز در اقدامی خلاف قانون در حالی که نامبرده دارای معدل 13.5 در دوره کارشناسی و 14.7 در کارشناسی ارشد بوده، وی را پذیرش می کنند.

بنابر این گزارش، دختر موسوی در تاریخ 7/6/83 طی نامه ای خطاب به رئیس دانشگاه امیرکبیر با اعلام اینکه در سال 81 نفر سوم جشنواره جوان خوارزمی شده و دارای چهار مقاله چاپ شده در نشریات داخلی و خارجی است، متقاضی پذیرش بدون کنکور در دوره دکتری فیزیک دانشگاه امیرکبیر می شود.

پیرو دستور مورخ 8/6/83 رئیس دانشگاه امیرکبیر مبنی بر رسیدگی به این تقاضا،رئیس دانشکده فیزیک این دانشگاه طی دستورمورخ20/7/83خطاب به مدیرکل تحصیلات تکمیلی دانشگاه ضمن ارسال مدارک دختر میرحسین موسوی اعلام می دارد که معدل کارشناسی ارشد نامبرده 14.7 می باشد و عملا امکان تحصیل وی بر طبق قانون وجود ندارد.

با این حال رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه امیرکبیر طی نامه شماره 5582/41 مورخ 22/6/83 اعلام می نماید که موافقت شده تا خانم کوکب موسوی با استفاده از سهمیه دانشجویان ممتاز در دوره دکتری پذیرفته شود.

شایان ذکر است که برابر ماده 4 آئین نامه های تسهیلات آموزشی و پژوهشی برای دانشجویان ممتاز مورخ 19/12/81 و 10/3/82، دانشجویان ممتازی می توانند در دوره دکتری پذیرفته شوند که در دوره کارشناسی ارشد معدل کل دروس آنها 17 و پایان نامه آنها با درجه عالی ارزشیابی شده باشد.

به نظر می رسد میرحسین موسوی با توجه به ادعاهای پیاپی مبنی بر وجود تبعیض و عدم رعایت عدالت در دولت نهم،باید عدالت واقعی را از منظر خود باز تعریف نماید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 9:48  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

معرفی خاندان هاشمی

هاشمی را همه می شناسیم او که مرد سیاست است و در سخت ترین شرایط گلیم خود را از آب بیرو ن می کشد

بعد از مناظره آقای احمدی نژاد با میر حیسن موسوی و متهم شدن خاندان هاشمی به فساد مالی و ارتباط شخص اکبر رفسنجانی با یکی از کشور های عربی برای سرنگونی دولت نهم مطمئن بودیم که مرد سیاست چهره ایی جدید از خود نشان خواهد داد

عالیجناب عزیز با تاکتیک فرافکنی و مشوش کردن اذهان مردم اصل موضوع را از افکار مردم پاک کرد و خودش نیز با چرخشی ۱۸۰درجه مواضعش را مشخص کرد

اما جالب اینجاست که عوام به خیال آن که حمایت هاشمی از موسوی برای رضای خدا است برای اقلیت مردم نقش سوپرمن را پیدا کرد و رئیس تشخیص مصلحت کم کم  از بازی که شروع کرده بود لذت می برد .چون توپ را در زمین دیگران انداخته بود وخودش نیز به عنوان تماشاگر ناظر بازی بود.بهای این بازی کثیف جان جوانانی بود که این آقا شروع کرده بود

ولی هاشمی یک نکته را فراموش کرده بود (با تمام درایت در امر سیاست)و آن هم عشق مردم ما به ولایت فقیه بود مردم ما با تمام وجود از رهبر خود ونظامشان پاسداری می کنند وبا عنایات حضرت صاحب الزمان دست اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی و خانواده اش را رو خواهند کرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:57  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

پدرم: حاج ميرزا علي هاشمي بهرماني و مادرم: ماه بي‌بي (صفريان). نام خانوادگي هاشمي براي خانواده ما، با آن که سيد نيستم، به اين دليل انتخاب شده است که نام جد پدري ما حاج هاشم بوده است؛ او در سر تا سر منطقه املاک و امکانات زيادي داشته است.
پدرم کمي از تحصيلات علوم حوزوي بهره‌مند بود، تا آنجا که به ياد دارم، در روستا زندگي مي‌کرد، که دليل آن تا حدودي فشارهايي بود که در دوره پهلوي متوجه متدينين بود. ايشان عميقاً مورد اعتماد مردم بودند و نوعي مرجعيت در امور اجتماعي و مذهبي داشتند. از اخلاقيات جالب ايشان اين بود که معمولاً در زمان رسيدن هر محصولي، وقتي که به باغ و يا مزرعه مي‌رفتند، تعداد زيادي از نيازمندان روستا را مي‌پذيرفتند و به هر يک از آنها چيزي مي‌دادند و اين وضع در همه فصول سال ادامه داشت .

اسم روستاي ما بهرمان است، يکي از دهات قديمي نوق – از جلگه‌هاي رفسنجان. بهرمان به معني ياقوت سرخ است.

مادرم علاوه بر خانه‌داري در امور زندگاني با پدرم همکاري داشتند. او هر چند بي‌سواد بود، اما اطلاعات خوبي از خواص گياهان دارويي داشت. اطلاعات و تجربيات او براي اعضاي خانواده و حتي اهالي روستا سودمند بود؛ چنان‌که هنوز هم گاهي از همان تجربه‌ها استفاده مي‌کنيم . خانواده ما ترکيبي از پنج برادر و چهار خواهر است، سطح زندگي‌مان با توجه به وضع آن روستا بد نبود. تاريخ تولد شناسنامه‌اي من 1313 است. من در سن پنج سالگي به همراه برادرم حاج قاسم که دو سال از من بزرگ‌تر بود، تحصيل را شروع کردم. آنچه در مکتب‌خانه به ما مي‌آموختند، همان کتاب‌هاي مدرسه رسمي بود به اضافه قرآن و چيزهايي مثل گلستان، نصاب و ... . از هفت سالگي علاوه بر مکتب از معلومات پدر نيز استفاده کردم. رفته رفته مکتب‌خانه نمي‌توانست جوابگوي نياز ما باشد. چهارده ساله بودم که به پيشنهاد پسر عمويم، محمد، تصميم گرفتيم که همراه کاروان جهت تحصيل علوم ديني به قم سفر کنيم.

در حوزه علميه قم دروس مختلف را در محضر استاداني بزرگوار چون آيات عظام بروجردي، امام خميني (ره )، داماد، گلپايگاني، شريعتمداري، حايري يزدي، نجفي مرعشي، علامه طباطبائي، زاهدي و منتظري آموختم.


 در سال 1337 در رفسنجان برايم خواستگاري کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسيد محمد صادق مرعشي که اسناد رسمي داشتند و از تحصيلات حوزوي بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌اي است روحاني، از فاميل بزرگ مرعشي و نوه حضرت آيت ا... سيد کاظم طباطبائي يزدي صاحب کتاب عروة الوثقي که جايگاه معتبري در همه حوزه‌ها دارد. ثمره اين ازدواج پنج فرزند به ترتيب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدي، ياسر) هستند. دخترانم با پسران آقاي لاهوتي که يکي پزشک و ديگري دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار اين ازدواج در آخرين زندان – زندان اوين که در آنجا هم زندان بوديم – گذاشته شد.

خانواده من وارد سياست نشدند. دخترانم يکي وارد کار ورزش و ديگري وارد بنياد بيماران خاص شدند. پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامي بود که زمينه سياسي داشت. به ايران آمد، مشغول کار در موشک‌سازي شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازي بود و به همين خاطر تحصيلش را نيمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نياز داشتيم. کارش مخفي بود و بعد به بازرسي رئيس جمهوري آمد که آنهم کاري مخفي بود. کسي را مي‌خواستيم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست. مهدي به صنعت علاقه داشت و فهميد که وضع ما در دريا ضعيف است. صنايع دريايي ما خيلي ضعيف بود. او دنبال سکوسازي و لوله‌هاي کف آب و حفاري در دريا رفت که وابسته بوديم. آخرش به پارس جنوبي و عسلويه رسيد و الان به CNG رفت که براي صرفه‌جويي و محيط‌زيست خوب است. ياسر هم با آقاي فروزش وزير سابق جهاد سازندگي درباره خود کفايي پنير کار مي‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور اين بود که کسي دنبال صنايع تبديلي نمي‌رفت. دامداران مشکل داشتند و پنير هم وارداتي بود. مشاور وزير بود، ولي اين سمت براي راه‌اندازي کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقيقات است. پس بچه‌هاي ما در کار سياست نيامدند. اما حُسن يا اشکالي وجود دارد که خيلي بي‌رودربايستي برخورد مي‌کنند. مخفي‌کاري و رياکاري نمي‌کنند و هر چه هستند، نشان مي‌دهند. در کارهايي که به آنها مربوط نيست دخالت مي‌کنند. اين روش در جامعه ما باب نيست. به معناي مصطلح وارد سياست نشدند، ولي وارد ميدان شدند. البته يک بحث اساسي دارم که مي‌توانستم جلويشان را بگيرم که معلم شويد و يا درس بخوانيد و اينکه پسر رئيس‌جمهور هستيد، برايتان بس است. اگر اين تفکر عام شود، بچه‌هاي شخصيت‌ها نمي‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستي نيست. البته شايد بعضي‌ها سوء استفاده کنند. شايد بعضي‌ها راضي باشند که بچه‌هايشان هيچ کاري نکنند و ناني بخورند و بگردند. چرا بايد اين گونه باشند؟ حداقل بايد مثل مردم عادي کار کنند. جرمشان اين است که پدرشان مسئوليت بالايي دارد. هر مديري در سطح خود مي‌تواند اين مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگيزي است. خودم مواظبت مي‌کردم که آلوده نشوند. ضمن اينکه نمي‌خواستم جلويشان را بگيرم که براي مملکت کار نکنند. دلم براي مملکت مي‌سوزد و هر کسي که کار مي‌کند، خوشم مي‌آيد. مثلاً در ورزش بانوان شايد کسي جز فائزه من نمي‌توانست اين طلسم را بشکند. همين بنياد بيماري‌هاي خاص ده پانزده سال است دارد کار مي‌کند، ولي هنوز در کشور فاجعه است. بيماري‌هاي بد هموفيلي، تالاسمي، سرطان و کليوي متولي مشخص نداشتند.

در خانواده ما هيچ چيز تحميلي نيست. در مورد خود من هم نبود. هميشه با انتخاب و آزادي کار کرديم. گاهي پدرم سخت‌گيري‌هايي مي‌کرد. ما سخت‌گيري نمي‌کنيم که بچه‌ها چه شغلي انتخاب مي‌کنند. البته تا حدي که کار بدي نکنند و مباح و عادي باشد. از دور مواظبم که مسايل ديني و عقايد و اعمال عبادي را رها نکنند. مثلاً به گونه‌اي ترتيب مي‌دهم که صبح‌ها براي نماز بيدار شوند. اما سعي مي‌کنم خودشان انتخاب کنند. احتياجي به اوقات‌تلخي نداريم که فضاي عاطفي خانواده را بهم بزنيم. مي‌دانند که اگر خلافي از آنها ببينم، نمي‌گذرم. اينکه چگونه جبران کنند، بستگي به شرايط من دارد. لذا مجموعه‌اي داريم که هم مواظبت مرئي و غيرمرئي در آن هست و هم آزاد مي‌شوند و هر کاري که مي‌خواهند – ولو با سليقه من نسازد – دنبال مي‌کنند. مثلاً دلم مي‌خواست يکي از بچه‌هايم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند و من هم نگفتم حتماً برويد طلبه شويد‌. معمولاً روحانيون معروف يکي از بچه‌هايشان را طلبه مي‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار کردم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 18:55  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

اصرار احمدي‌نژاد بر مشایی و باقی ماندن صورت مسئله سرخوردگی علاقمندان

اصرار ویژه رئیس‌جمهور بر به‌کارگیری اسفندیار رحیم مشایی در نزدیک‌ترین مناصب دولتی به خود، اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان به وی را تشدید کرده است.

به گزارش رجانیوز، احمدی‌نژاد براساس حکمی که ساعت 21:35 شب گذشته (شنبه) بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری قرار گرفت، مشایی را به سمت مشاور و رييس دفتر رييس‌جمهوري منصوب کرد.

این انتصاب در حالی رخ داد که تنها چند ساعت از موافقت رئیس‌جمهور با کناره‌گیری مشایی از معاون اولی گذشته بود. اقدامی که پس از گذشت یک هفته از نامه رسمی رهبر معظم انقلاب و تأکید ایشان مبنی بر ضرورت عزل مشایی به‌دلیل مصلحت دولت و شخص رئیس‌جمهور و اختلاف و سرخوردگی پدیدآمده در میان علاقمندان به احمدی‌نژاد انجام شد.

اما تأخیر یک هفته‌ای رئیس‌جمهور در عمل به حکم حکومتی رهبری، با یک تعجیل همراه بود؛ تعجیلی که با انتصاب مشایی به‌عنوان رئیس دفتر رئیس‌جمهور رخ داد و احمدی‌نژاد نشان داد که به هیچ قیمتی دیگر حاضر نیست که در دولت دهم، مشایی را از خود دور کند.

با این حال، صورت مسئله‌ی اختلاف و سرخوردگی در میان علاقمندان به رئیس‌جمهور پس از این انتصاب، همچنان به قوت خود باقی است و این علاقمندان که قاطبه‌ی آنان را نیروهای ولایی تشکیل می‌دهند، از آن تأخیر و این تعجیل در بهت قرار دارند.

همچنین برخی علاقمندان به رئیس‌جمهور از اعمال رویه برخوردهای سیاه و سفید با افراد و کانالیزه شدن دکتر احمدی‌نژاد در پی این انتصاب ابراز نگرانی می‌کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 9:59  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

برگه های تقویم گذشت و گذشت تا به روز 28تیر رسید

روزی که کل ایران باید شاد باشند من این روز بزرگ را به همه تبریک می گویم

در 28تیربه امید حق همیشه پاینده باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 16:39  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

ناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما نماد تغيير مواضع‌ايد


نماز جمعه هفته‌ی گذشته تهران با حضور حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني برگزار شد. جمع كثيري از امت حزب الله كه در چند هفته‌ي اخير در اوج كدورت از وی به سر مي بردند، به نيت تجلي بيروني حضور متدينين در برابر كساني كه غالباً مسير نمازجمعه را هم بلد نبودند (نماز اولي‌ها) خود را به صفوف نمازجمعه رساندند و البته همان‌طور كه پيش بيني مي شد، اين حضور معنادار امت حزب الله از طرف هاشمي رفسنجاني تلقي ديگري پيدا كرد!

در متن و حاشيه‌ي نماز جمعه ديروز نكات فراواني نهفته است كه قابل بررسي است و البته تاريخ اين سخنراني را به عنوان يكي ديگر از اسناد جريان هاي معنادار نظام جمهوي اسلامي، حفظ خواهد كرد و بار ديگر هاشمي رفسنجاني را به عنوان "نماد تغيير مواضع" معرفي خواهد كرد. با اين وجود، در مورد برخي از اظهارات هاشمي رفسنجاني نكاتي به ذهن مي رسد كه مي تواند مبناي استيضاح او در برابر اذهان مردم قرار گيرد:

1.جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما طی درخواستي عجيب خواستار آزادي زندايان شديد. البته زنداني بودن هيچ‌كس با هر دليلي اتفاق شايسته و مطلوبي نيست ولي اينكه اين مطالبه از طرف شما طرح مي شود، جاي تعجب دارد. هنوز از خفقان سياسي دوران رياست جمهوري شما آنقدر فاصله نگرقته ايم كه برخورد طرفدارانتان را با منتقدين از ياد ببريم. ايفاي نقش پدر مهربان از طرف شما براي زندانيان چندان باورپذير نيست. رفتار خشونت بار برخي حاميان شما در دوران سازندگي بود كه قلم هاي هار اصلاح طلبان را به جانتان انداخت و از شما عاليجناب سرخ پوش و خاكستري درست كرد. اكنون در بطن ماجراهاي خونباري كه غالباً طرفداران شما (حاميان موسوي) درست كرده اند، خواستار آزادي زندانيان شده ايد! جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما نماد تغيير مواضع ايد.

2.گفته بوديد بايد با خانواده ها و كساني كه از آشوب ها لطمه ديده اند، همدردي كنيم و آنها را به نظام برگردانيم! جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! آنهايي را كه شما از آنها نام برديد، با نظام مشكلي ندارند. شايد اطلاع نداريد كه غالب لطمه ديدگان از بسيجيان و مردم عادي‌اند كه به‌خاطر دفاع از امنيت خود و همشهري‌هايشان با چماق آشوب طلبي طرفداران شما (حاميان موسوي) مكدر و دل خسته شده اند. اينان نه با نظام مشكلي دارند و نه با رهبري. شايد بهترين راه تسلاي آنها، عذرخواهي شما از آنان باشد.

3.جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شايد يكي از شگفت آورترين سخنان شما در نماز جمعه، تأكيدتان بر آزادي روزنامه ها و رسانه ها بود. من به عنوان يك روزنامه نگار مي دانم كه اين دلسوزي طنزگونه‌ي شما چه حالت بهت آوري براي روزنامه نگاران به‌دنبال داشت.

جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما مي توانيد نام 3 روزنامه را بياوريد كه در دوران رياست جمهوري‌اتان با فراغ بال به نقد دولت مشغول بوده اند؟! 2 روزنامه؟! يك روزنامه؟! عجيب است، امروز در دوراني كه بيش از 20 روزنامه با بودجه‌ي دولت و با خط سياسي شما، چماق تهمت و تخريب را بر سر همان دولت گرفته‌اند، سخن از آزادي رسانه ها مي زنيد! برخی رسانه هاي امروز ايران حتي در تحريك به آشوب و هرج و مرج و در دروغ پردازي و كج نمايي حقايق، پيش خودشان هم رسوا شده اند و اكنون شما مدافع حقوق آنها شده ايد! جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما نماد تغيير مواضع‌ايد.

4.جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! در نمازجمعه از كساني كه بذر ترديد را در دل‌هاي مردم كاشتند، گلايه كرديد و گفتيد اينان همه چيز را تلخ و سياه كردند. كاملاً موافقم. اما از شما مي پرسم كه چه كساني چنين كردند؟ چه كسي فقط پس از 5 روز از سخنان متقن و شفاف مقام معظم رهبري در روز آغازين سال 88 در مشهد مقدس، بر خلاف تأكيد صريح ایشان بر سلامت انتخابات، بذر ترديد را در دل مردم كاشت؟ گروهك مشكوك صيانت از حقوق مردم در منزل و در محضر چه كسي تشكيل جلسه داد؟ چه كسي 2 روز مانده به انتخابات در نامه اي به مقام معظم رهبري، همه‌ي تلاش ها را براي ايجاد آرامش متانت عمومي به باد داد و بار ديگر صراحتاً به ترديدها دامن زد؟ همسر مكرمه‌ي چه كسي در صبح روز انتخابات هنگام رأي دادن در جماران در اظهارنظري عجيب ابراز داشت كه من به موسوي رأي مي دهم و اگر او انتخاب نشود، پس حتماً تقلب صورت گرفته است؟! فرزندان چه كسي در متن آشوب هاي خياباني و هنگام تحريك مردم به اغتشاش بازداشت شدند؟ چه كسي تلاش كرد تا برخي از علما و مراجع عظام تقليد را از اظهارنظرهاي اطمينان بخش باز دارد؟ و...

5.جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما نماد تغيير مواضع‌ايد. حتي اگر در ديدارهاي 2 نفره‌ي شما با امام عظيم‌الشأنمان كه كسي جز شما آنجا نبود، ايشان هيچ نكته اي راجع به نقش و جايگاه ولايت مطلقه‌ي فقيه به شما نفرموده باشند، ولي تمام اسناد تاريخي و بيانات آينده نگرانه‌اشان دلالت مي كند كه ايشان عمود خيمه‌ي وحدت ملي و آرامش و امنيت عمومي را ولايت و رهبري مي دانند. عجيب است كه شما در سراسر سخنراني طولاني‌اتان هيچ‌گاه به اين نقش و جايگاه اشاره اي نكرديد. آيا آن خبرگان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه شما را در تهيه‌ي پيشنهاداتتان ياري كردند، نگفتند كه تنها راه بازگرداندن يقين و آرامش و رفع فتنه‌ها، التزام به ولايت فقيه است؟! عجيب است كه شما از همه‌ي ظرفيت ها براي رفع اختلاف نام مي بريد ولي بر اصل ماجرا چشم مي پوشيد! مگر امام راحلمان -كه شما بسيار سعي در ابراز تعلق به ايشان داريد-، نفرمودند پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ مگر ولايت مطلقه را ادامه‌ي ولايت انبياء و ائمه‌ي طاهرين ندانستند؟ مگر بنابر نظر ايشان، مشروعيت احكام قانوني به حضور و تنفيذ ولايت مطلقه‌ي فقيه نيست؟

6.اگر استيضاح ادامه يابد، از قالب يك يادداشت رسانه اي خارج خواهد شد. فقط يك نكته مي ماند. آنجا كه روايت مربوط به زيارت حضرت رسول(ص) از اهل قبور را گفتيد، هنگامي كه حضرت از نزديكي مرگ سخن مي گفت، من هم مانند شما بغض كردم و گريستم.

7.در درس جامعه شناسي سياسي، اغلب وقتي از چرخش هاي شما در عرصه سياست صحبت به ميان آيد، از عبارت هاشمي اول، هاشمي دوم، هاشمي سوم و... استفاده مي كنم. شما نماد تغيير مواضع در نظام جمهوري اسلامي هستيد. البته اين تعبيري مودبانه و سياسي براي شماست. چراكه در ادبيات ديني، اين مفهوم تعبيري مخاطره آميز دارد كه از به‌كاربردنش پرهيز مي كنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 8:56  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

نظر اتباع تركيه‌ درباره ادعاي موسوي

نتايج يك همه‌پرسي در تركيه حاكي است، 72/57‌درصد مردم تركيه ادعاهاي ميرحسين موسوي درباره انتخابات ايران را قبول ندارند.

به گزارش فارس، پايگاه اينترنتي «تايم ترك» كه از سرشناس‌ترين پايگاه‌هاي خبري- اينترنتي تركيه است‌، در يك نظرسنجي همگاني با طرح اين سؤال كه آيا ادعاهاي آقاي ميرحسين موسوي درباره انتخابات ايران را صحيح ارزيابي مي‌كنيد يا خير؟ به اين مساله پرداخته است.

برپايه اين گزارش؛ 72/57 درصد شركت‌كنندگان در اين نظرسنجي ادعاهاي آقاي موسوي را قبول ندارند و 02/20 درصد از پرسش‌شوندگان نيز در زمينه اين ادعاها نظري ارائه نكرده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 15:43  توسط مهدیه عرب اسدی  | 

اعترافات یک آشوبگر
پس از آنکه در روزهای اخیر عده‌ای از عوامل شبکه اغتشاشات دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفتند، اعترافات تکان‌دهنده‌ای از فعالیت برخی سیاسیون در ارتباط با این آشوب‌ها به دست آمده است. به گزارش «وطن امروز»، یکی از سرخط‌های شبکه آشوب در بیان اعترافات خود درباره چگونگی آشنایی با ‌این شبکه و نیز نحوه ارتباط‌گیری با چهره‌های سیاسی تصمیم گیر، به منابع داخلی و خارجی مالی اخیر نیز اشاره کرده است. این فرد در اعترافات خود به
«هـ . غ» اشاره و تصریح کرد که «غ» یکی از مهم‌ترین سرخط‌های تامین‌کننده منابع مالی مسائل اخیر است و از چندین ماه پیش تاکنون در چندین نوبت اقدام به تامین اعتبارات مالی و نیز انجام چند نوبت سخنرانی برای کمیته‌های آشوب کرده است. این فرد دستگیر شده همچنین گفته که «غ» با توجه به ارتباطات وسیع خود در دولت‌های گذشته، به ثروت هنگفتی دست یافته و به جز سرمایه‌گذاری در داخل، در برخی کشورهای منطقه و همچنین چند کشور اروپایی اقدام به تجارت و کسب و کار می‌کند. فرد دستگیر شده همچنین گفته که «غ» در سال‌های اخیر همواره مسلح بوده و این اقدام وی در حالی بوده که هیچگونه مجوزی از سوی نهادهای مسؤول برای حمل سلاح به وی داده نشده است. وی همچنین گفته که در جریان آشوب‌های اخیر تهران، «هـ . غ» به صورت مستمر به خانه‌های تیمی مراجعه می‌کرد و به تشویق اعضا برای تداوم آشوب‌ها می‌پرداخت.

دستگیری 2 مدیر عالی رتبه
شنيده شده دو تن از مديران عاليرتبه به‌جرم تلاش براي شدت‌بخشي به آشوب‌هاي اخير دستگير شدند. شخصی به نام «م» مدیر یکی از پالایشگاه‌های کشور و از مدیران عالیرتبه وزارت نفت بوده که پس از دستگیری، اعترافات گسترده‌ای را درباره چگونگی اقدامات و دامن‌زدن به ناآرامی‌ها در ادارات تابعه وزارت نفت انجام داده است. این فرد که در یک خانه تیمی دستگیر شده است، پرده از سناریویی برداشته که بر پایه آن، گام بعدی رهبران آشوبگری و اغتشاش آفرینی در کشور، ایجاد هرج و مرج و مختل کردن سیستم اداری کشور معرفی شده است. هر چند اقدامات این فرد با واکنش منفی کارمندان و حتی مدیران میانی وزارت نفت مواجه شد اما برنامه اصلی این شبکه، برقراری اعتصاب عمومی و دست از کارکشیدن کارگران و کارکنان صنعت نفت بوده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 13:54  توسط مهدیه عرب اسدی  |